در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
یادداشت محمودرضا رحیمی، مدرس، پژوهشگر و عضو خانه تئاتر

نقد تا کجا؟


■ اخبار » یادداشت ■ شناسه خبر : ۴۱۳۷ ■ یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۰

آیا باید در فضایی مملو از انتقادهای صریح و سریع و زود هنگام و پر تنش انتظاری جز به حد نصاب نرسیدن یک مجمع همچون جنگ داشت؟ آیا باور نداریم که هنر در ثبات و آرامش گسترش پیدا می کند؟ آیا اعتقاد نداریم که تئاتر سالم ترین نهاد با زیرساخت های زندگی است ؟ و آیا با بی حرمتی و کشمکش و خود بزرگ بینی امکان اجماع حداکثری وجود خواهد داشت؟ آیا خستگی مردم و تئاتری ها را از سیاسی بازی ها نمی بینیم؟ آیا قبول نداریم که به همان اندازه که به حرکت نیاز داریم باید با کار و دانش و صبر و احترام به زمان اعتماد کنیم و هر کدام به قدر تاثیر یک نقطه در کتابت جمله تئاتر ، حرکتی رو به جلو را بیآغازیم؟ خانه تئاتر به روزآمدی نیاز مبرم دارد اما، تشدید بی حرمتی و افزودن خشونت در کلام و رویارویی هجمه و دفاع، هوایی برای تنفس باقی می گذارد؟ همه دارای فکرهایی خاص و محترم و مغتنم هستند ، اما اگر روزی در مسیر تعالی قرار بگیریم نسلی را تقویت کرده ایم تا برای ادامه راه از ما پیشی گیرند و در فضایی محترم اما با سلایق متعدد و متفاوت اما با اشتراک نظرهای اساسی زیست هنری کنند  و اینگونه به کارآمدی خویش مفتخر شویم؟ آیا این جنگ ها و ائتلاف ها و لفظ های قضاوتی و نسخه پیچانندگی از سوی هر یک از ما از صدر تا ذیل نتیجه ای جز فروکاستن قدرت جمعی ما خواهد داشت؟

از طرفی در مدت حضورم در خانه تئاتر همواره با تمام اختلاف نظرها که کم هم نبوده و بعضا کوتاهی ها و خاصه خرجی ها و دلیل های ریز و درشت ، همواره به خود نهیب زدم که احترام کسی را زایل نکنم. اما زمانه به گونه ای شده که دلسوزان با اسلحه دل رحمی می کنند و با قلمهایی آخته و آغشته به سم .

خانه تئاتر نیاز به سامانه های پر تدبیر دارد . سامانه هایی دینامیک که اگر قادر به رفتارهای صنفی نتوانسته باشد  - حال به هر دلیلی- حداقل بتواند الگویی منظم و سالم را برای تئاتر دولتی ارائه کند.

این که تئاتر دولتی ما با تغییرات پس از سال 57 هنوز نتوانسته جای خود را در دل مفهوم و جایگاه و منصب و نیاز قدرت و جامعه بیابد ، بسیار حیرت انگیز است.

یک مثال ساده:  همه ما بیاد داریم که تا مدتها یعنی تا هشت ، نه سال پیش تئاتر شهر تی نظافت را در توالت شستشو می داد. با کمال حیرت پیشتر در چند سالن خصوصی همین مورد را دیدم و باز بیشتر مطمئن شدم که خانه تئاتر می تواند در الگوسازی بهداشتی روند جزئیات نیز باری از جزئیات ناپالوده فعلی را بهسازی کند اما با روز آمدی.

به کلماتی چون تغییر و اصلاح بسیار مشکوکم . وقتی خانه تئاتر با بی پولی و هزار مصیبت جنگهای درونی و بیرونی و بی اهمیت انگاری های بسیار حتی اعضای خود طرف است به تازگی دارای یک خانه شده و مگر می تواند با ساز و کارهای گذشته ادامه دهد؟ چرا با وهن و هتاکی و نگاه حذفی می خواهیم آن هم در این لحظه که نیاز به دوستی و همفکری و آرامش داریم به جنگ برای عقاید خود بپردازیم؟ آیا با جنگ و ستیز می توان تفکر را هم ایجاد و هم نشر داد؟

پیش از این نیز در اکثر تلاشهای تئاتر کشور دیده ایم که انتقادها که بعضا به نام خیرخواهی و مصلحت اندیشی و پز دموکراسی بسیار زود هنگام ایجاد شده ضربات جبران ناپذیری به حرکت های مثبت فرهنگی زده است؟ این فضای آلوده فقط در جنگ های سیاسی آنهم برای پست گرفتن دیده شده که آنهم تباهی آورده.

به شخصه آموخته ام که خودم را در هنر دوست نداشته و هنر را در خودم دوست بدارم. در مدتی که خبرنگاری نیز کردم خدا را شکر با خود قربانی گری راه را برای بسیاری باز کردم و امروز نیز معلمی را بر کاسب کاری تئاتر تجاری ترجیح می دهم. با این وجود ریشه تمام این نامه ای صنع را در خود بزرگ بینی و خود استاد بینی و خود دکتر بینی های سطحی همچون مکبث می بینم.

 بقای یک  حرکت سامانه ای برای افزودگی دانش و عمل به صبر نیاز دارد. صبر نه در حوزه نصیحت ، بلکه صبر برای بازگشت بازخوردها و سپس محاسبه همین بازخوردها برای تعیین مسیر در آینده. اما آیا نمی دانیم که انتقادهای هر چند درست اما در زمان نادرست بر اغتشاش دامن زده و باز باید از ابتدا آغاز کنیم و باز انتقاد و...

می گوییم حذف ؟

پرسش: لیر شاه آیا متن خوبی است برای اجرا؟ آیا کنش تقسیم پادشاهی لیر شاه منجر به تغییر خوبی می شود؟

این را گفتم که اگر هر نظری داریم از تخصص مان بهره ببریم و شتابزده عمل نکنیم. می دانم این نظر شخصی من حتما بازخوردهایی خواهد داشت و نتیجه این نظر من با محاسبه بازخوردها یک رویداد است و نه به تنهایی. به همین جهت در برابر راستگویی های هم که در مقابل ما قرار میگیرند سکوت می کنیم. اصلا بگوییم نقد غذا است. در روز بهترین غذا را چند بار می توانیم بخوریم؟ با چند بار غذا خوردن در روز حال باید پول به پزشک و خرید دارو و کشتن زمان فعال جهت استراحت و اینها بدهیم.

مثال نزدیکتر و با حفظ احترام ، اگر در جایی که هستیم اشتباهی می بینیم چرا همانجا سعی در تغییر آن نمی کنیم و شب در خانه و پای سیستم مجازی آن را نقد می کنیم ؟ پاسخ ساده است: در آن زمان به فکرمان نرسیده است. حال انتظار داریم بازرسی که یکماه است در آماج حملات است در آن لحظه چه کند؟ خب!  آنکه داریم با او ددمنشی می کنیم و اتهام می زنیم نیز انسان است و همین تصور ساده برای او نیز قابل تصور.

امید که دوستی ها را دوست بداریم و فضای هنری را با مدل های سیاسی  آلوده نکنیم. ناگفته پیداست که سیاست جهانی در پنجاه سال گذشته برابر جنگهای جهانی ، انسانها را به خون غلتانده و هنر تنها مسیر زیباتر کردن این بحران جهانی است. منطقه ای بیاندیشیم و جهانی عمل کنیم.

نتیجه آنکه به حدنصاب نرسیدن مجمع عمومی خانه تئاتر را در نبودن صلح و آرامش می دانم که صدالبته مسائل اقتصادی و خستگیها از تنش های افزون و مرگهایی زودرس نیز باعث آن است. در مدل خرد جمعی از حذف حرف زدن جنگ به پا کردن است . قطعا تایید می کنم که فکرها و روشهای خوبی در هر اعتراض وجود دارد اما در میان هیاهوی مقصر یابی ها به هیچ چیز نخواهیم رسید.  هرچند در این مجمع ششصد نفر با سختی حضور پیدا کردند اما نبود اکثریت را اعتراض به موج خشونت فعلی می دانم. اینجاست که می فهمیم باید خوبتر ببینیم و بیشتر مهربان باشیم. چون با احداث خانه تئاتر جدید که به گفته بازرس همه اعضا در آن سهیم هستند، انتظار شخصی من مجمعی پر تعداد تر از این بود و حتی به دوستان گفتم چگونه هزار نفر در سالن اصلی گرد خواهند آمد؟!!!

 



نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram