در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...

اولویت های امروز تئاتر ایران(بخش اول)


■ اخبار » مقاله ■ شناسه خبر : ۶۲۷۹ ■ سه‌شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۶
نوشته: سامی صالحی ثابت
این نوشته مقدمه ای ست به یک پروژه بزرگ و مهم! پروژه ای که هدفش آسیب شناسی و ارائه راهکارهای برون رفت از تک تک آسیبهایی ست که تئاتر امروز بدانها مبتلاست. از آنجا که قرار نیست این پروژه تنها بر یک صدا تکیه کند و سخنگو تنها یک نفر باشد؛ از این رو این نوشته فراخوانی ست به هم افزایی و همفکری. این نوشته آغازی ست به جمع بندی تجارب، دانش و توان خانواده بزرگ تئاتر به امید تأمل، به امید گفتگو، به امید نجات!


نگارنده در این نوشته به منظور روشنگری مسیر پیش رو، هم برای خودش هم برای کسانی که آنها را به مشارکت فرا می خواند؛ به دسته بندی اولویتهای امروز تئاتر ایران اقدام ورزیده است. بیشک این دسته بندی معیار، مرجع و همچنین خالی از اشکال و ایراد و مصون از نقد نیست. اما هر چه که باشد سعیی ست به نیت اتحاد به قصد همدلی به امید همصدایی خانواده تئاتر!

مخاطب این پروژه هم افراد حقیقی هم شخصیتهای حقوقی هستند. طیف مخاطب این پروژه از جوانان مستعد و علاقه مند تازه پا گذاشته به عرصه تئاتر تا پیشکسوتان و استخوان خرد کرده های آن و از مرکز هنرهای نمایشی تا خانه تئاتر، جامعه دانشگاهی و تمامی مرتبطین به هنر و حرفه تئاتر؛ همه و همه را شامل می شود.

این پروژه در سایت درامانقد به طور پیوسته و منظم -به صورت دو هفته یکبار- پیگیری خواهد شد. از این رو فعالان، منتقدان، خبرنگاران، صاحب نظران و علاقه مندان محترم می توانند مطالب مرتبط با سرفصلهای پروژه را به ایمیل سایت ارسال نمایند تا با نام خودشان در درامانقد منتشر گردد.

آخرین سخن اینکه درجه اهمیت و اولویت در این دسته بندی لحاظ نشده است و از نگاه نگارنده تمامی اولویتها به یک اندازه حیاتی و مهم هستند.

 

1- صنف و فعالیت صنفی

با آنکه هر کدام تعریف و حوزه فعالیت مشخص و تعریف شده ای دارند اما شما نامش را هر چه می خواهید بگذارید: خانه، اتحادیه، سازمان، انجمن، Ngo و … ما تئاتریها در تمامی ابعاد و شاخه های حرفه مان به شدت فقر سواد صنفی داریم. در یک کلام وضعیت پیچیده و هرج و مرج تئاتر امروز نتیجه مستقیم نبود صنف و ندانستن ضرورت وجود آن نزد درصد بالایی از ما تئاتریهاست.

 

2- برنامه استراتژیک(کوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت)

اینکه متولی تدوین و اجرای این برنامه چه کسی ست را در پرونده مربوط به این سرفصل پیگیری خواهیم نمود. اما اینکه تئاتر ما باری به هر جهت شده، و هر کاری در هر زمانی در این تئاتر مجاز شناخته می شود ناشی از فقدان این نگاه کلان در تئاتر ماست. نیازسنجی کمی و کیفی برای تئاترمان نداریم. نمی دانیم شاخص انتخاب آثار در هر سطح چه باید باشد. نمی دانیم برای چه کسانی چه نوع تئاتری باید تولید کنیم. مشخص نکرده ایم که نیاز امروز جامعه به چه نوع تئاترهایی ست. مشخص نکردیم جامعه چه میزان آموزش و تربیت برای پذیرش تئاترهای جورواجورمان نیاز دارد. و راهکار و ایده ای هم برای این رفع نیاز نداریم. نمی دانیم یک سال دیگر، دو سال دیگر، پنج سال دیگر می خواهیم در تئاتر به چه چیز برسیم. نمی دانیم اولویتهامان کدامند و چه کارهایی را نیاز نیست برای امروز هزینه کنیم. نمی دانیم با سرمایه های اجتماعی اندکمان چه رفتاری داشته باشیم تا این سرمایه ها را زیادتر کنیم. و بسیاری نمی دانم های دیگر در سطح کلان تئاتر. و چون این نمی دانم ها بسیار فزونی یافته، خود را در تمامی ابعاد تئاتر به سیل حوادث و هر چه پیشامدها سپرده ایم و نتیجه اش هم که روشن تر از آفتاب است. هیاهیوی بسیار برای هیچی که هم اکنون درست در وسطش ایستاده ایم!

 

3- تولید و تربیت تماشاگر

اینکه آیا عنوان «تولید تماشاگر» عنوان درستی ست یا نه را در جای خود بحث خواهیم کرد. اما ما چند تماشاگر حرفه ای تئاتر داریم؟ چند درصد از جامعه، تئاتر را آنطور که ما تولیدکنندگان و متولیان انتظار داریم می شناسند؟ چقدر تئاتر برایشان مهم است؟ چه برنامه ای برای آشتی و آشنایی و حفظ تماشاگران تازه وارد به این عرصه داریم؟ برای ارتقاء ذوق و دانش تماشگران موجود چه طرح و برنامه ای داریم؟ چه کنیم همین تعداد اندک هم سرخورده نشده و از تئاتر رویگرادن نشوند! چطور انتظار داریم سالنهایمان پر تماشاگر باشد و اجراهایمان پر استقبال، وقتی حتی به ضرورت تربیت و تولید تماشاگر تئاتر فکر نکرده ایم؟!

 

4- آموزش سیستماتیک و آکادمیک وجوه مختلف تئاتر از سنین پایه

اینکه پس از انقلاب 57 چرا کانون پرورش فکری- به عنوان نماینده وزارت آموزش پرورش در حوزه فرهنگ و هنر- در وظایف خود بسیار ضعیف و حتی خیلی جاها در مسیر اشتباه حرکت کرده؛ اینکه هنرستانهای نمایش چرا چنین تا حد نامرئی و بی بو خاصیت شدن پیش رفته اند؛ اینکه برای صدور مجوز آموزشگاههای آزاد چرا هیچ ضابطه تضمین کننده کیفیت گذاشته نشده و اینکه چرا آموزشگاهها به مغازه های پر رونق فروش چهره و تیپ به پروزه های تلویزیونی و سینمائی تبدیل شده اند؛ را در جای خود مبسوط خواهیم پرداخت. اما آنچه به شدت خود را به رخ می کشد این است که آیا نشانی از آموزش سیستماتیک و آکادمیک از سنین پایه، در تئاتر چهل ساله پس از انقلاب ما، سراغ دارید؟! و اگر پاسخ منفی ست؛ چرا؟!

 

5- نقد و گفتگو

اینکه در این چهل ساله نقد در کشور ما مجاز نبوده و نیست چون اندک افراد صاحب قدرت، فرصت و سرمایه نمی خواهند تن به شفاف سازی و پاسخگوئی بدهند؛ اینکه امروز دیگر نقد آکادمیک تخصصی و موضوعی در تئاتر نداریم؛ اینکه نقدهایمان به ارزش گذاری خوب و ضعیف آثار روی صحنه تقلیل یافته اند؛ اینکه نقد نتوانسته نخواسته یا اجازه نداشته جریان سازی کند؛ اینکه تماشاگران و علاقه مندان به تئاتر مرجع انتخاب آثارشان را از میان منتقدان پیدا نمی کنند؛ اینکه نظر و سلیقه سطحی چهره ها و سلبریتی ها بر نظر کارشناسانه و تخصصی منتقدین تئاتر ارجحیت یافته اند؛ اینکه منتقدان تئاتر بیکار شده و به فعالیتهای دیگر روی آورده اند؛ اینکه تولیدات روی صحنه مصون از هر نقدی شده اند و کارگردانان و تهیه کنندگان برای علمی ترین و فنی ترین نقد هم تره خرد نمی کنند؛ اینکه کارگردان منتقدش را خودش انتخاب کرده او را همچون وکیل مدافع شیطان با خود به جلسه نقد و برررسی می آورد؛ اینکه دیگر جلسه پرسش و پاسخی با گروه و عوامل اجرا برگزار نمی شود؛ اینکه عملکرد و دستآورد جشنواره ها مورد تحلیل ارزیابی و نقد و بررسی قرار نمی گیرد؛ اینکه در مرداب و لجن زار راکد تئاتر غوطه ور شده ایم و با این حال هنوز هم خودمان را به آن راه می زنیم؛ به طور حتم جای تأمل و حرف بسیار دارد.

 

6- شفاف سازی در ضوابط، قوانین و آئین نامه ها

چرا هر جا که به مشکلی برمی خوریم تازه سر و کله تبصره ماده ای چیزی شبیه به این، پیدایش می شود. چرا مرکز هنرهای نمایشی، شورای نظارت و ارزشیابی، انجمن تماشاخانه ها، خانه تئاتر، اداره تئاتر، جشنواره فجر و … تمامی ملاکها و معیارهای ریز و درشت شان مبنی بر پذیرش، عضویت، لغو عضویت، رد، مشروطیت، توقیف، ممنوع الفعالیتی، مجاز و غیر مجاز و … را شفاف و روشن منتشر و در اختیار عموم قرار نمی دهند! مگر نه اینکه شرایط دائم در حال تغییر است؛ ما نیز آگاهیم که این ضوابط و قوانین باید به روز رسانی شود. اما چرا در خفا و تحت عنوان محرمانه!! چرا برای اقلیتی همیشه راه باز است و برای اکثریتی همیشه جاده دراز! تئاتر در این مملکت بدون شفاف سازی قوانین و دست برداشتن از تفسیرها و خوانش های سلیقه ای تا ابد از این بن بست احتضار خارج نخواهد شد.

 

 

ادامه دارد…



نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram