در حال بارگذاری لطفا شکیبا باشید...
تئاتر قربانی
■ اخبار » خبر ■ شناسه خبر : 9153 ■ 1399/11/11 15:35
یادداشت کاظم هژیرآزاد به مناسبت سالروز درگذشت ولی‌اله شیراندامی

تئاتر قربانی


یازدهم بهمن، سالروز درگذشت ولی‌اله شیراندامی، پیشکسوت تئاتر و سینما است. به همین مناسبت، کاظم هژیرآزاد در یادداشتی درباره او نوشت:

خانه تئاتر- یکی از آرزوی های  استاد مصطفی اسکویی (کارگردان و مدرس بازیگری ) که از استادان خود فرا گرفته بود این بود که یک تپاتر نیاز به گروهی منسجم (کلکتیو) دارد. به این معنی که گروه مانند یک خانواده به هم پیوسته همواره باهم باشند و کار کنند. ولی متاسفانه این برای خود گروهش و گروه خانمش مهین اسکویی آرزویی تحقق نیافته ماند. داشتن کلکتیو بدون پشتوانه مالی و درامد و یارانه دولتی یا فروش بلیط امکان حیات نداشت وهنوز هم ندارد. این بود که گروه هراز چند گاه یکی از یاران مستعد و کاربلدی همچون شیر اندامی و مهدی فتحی و دیگران  که از امکانات فیزیکی و فکری و هنری تکنیکی  والایی برخوردار می شدند مجبور بودند برای خود شغلی دیگرکه متضمن تامین وضعیت مالی شان باشد اختیار کنند. نه اینکه اسکویی این واقعیت را نمی دانست اما آرزوی داشتن کلکتیوتاتری را به هنر جویان از همان آغاز کلاس ها توصیه و بیان و تلاش خود را می کرد که آنرا هر چند نیم بند ایجاد کند. می گفت :  برای خود تان شغلی نیم وقت دست و پا کنید تا نیاز به عواید مالی تاتر نداشته باشید زیرا در این ملک جز استخدام شدن در وزارت فرهنگ وهنر گزینه ی دیگری جلوی روی هنرمند تاتر نگذاشته اند.تاتر برای شما نان به ارمغان نمی آورد. او می دانست که  به قول استاد هوشنگ ابتهاج (هنر تمام وجود را می طلبد.هنر نباید دنبالچه هنرمند باشد). شوربختانه هیچ هنرمند غیر دولتی  نمی توانست از هنر ارتزاق کند و اگر شغل دیگر ی اختیار می کرد بی شک در هنرش تاثیر می گذاشت.اما استثناهایی هم وجود داشت که نویسندگان بازیگرانی هم بودند و هستند که دوشغله اند و ممر اعاشه شان از شغل اصلی است اما شغل اولشان هم تحت تاثیر شغل دوم یا هنر آنهاست . یکی از این نام ها بطور مثال بیضایی و  زنده یاد ولی شیراندامی است. که حتی شغل اولش (دبیری آموزشگاه ها )متاثر از هنر تاترش بود و همین بود که کارگردانی مانند اسکویی او را دوست داشت و می خواست که او و همتایانش مانند مهدی فتحی دولت آبادی وووو در گروهش بمانند و  به وصایای استادانش  (کلیکتیوهنری تاتر) را معنا دهند. اما متاسفانه در این خطه در هیچ دوره و زمانی شدنی نبود  ولی اسکویی با سماجت اصرار و اعتقاد  داشت که با ایثار و از خود گذشتگی تاحدودی می توان و که مهم را میسر ساخت اما به نظر نگارنده این آرزو را هم او و همسرش بانو مهین اسکویی به گور بردند.

 اوهمیشه فقدان شیراندامی و فتحی را در گروهش ضاایعه ی جبران ناپذیرقلمداد می کرد. می سوخت و می ساخت و هر دوره شاگرد می گرفت که بازیگرانی مانند شیراندامی بسازد اما مگرهر چیزی که او می خواست عملی می شد؟! برخی ها به دنیا می آیند که ذاتا بازیگر باشند. صدای خوب . فیزیک مناسب ورزشکار و دارای تفکر متعالی و به روز که در آن زمان در کمتر بازیگری دیده می شد.اسکویی غصه می خورد که شیراندامی را ازگروهش از دست داد. البته شیراندامی رفت که با استعداد خدا داد و اکتسابی اش از مکتب استانیسلافسکی که در هنرکده آناهیتا آموخته بود ، کارگردان تاتر  شد. اما سینما به این چهره و اندام بی نظیررا برای نقش هایی ماندگار (شازده احتجاب ) و غیره نیاز داشت .سینما او را از تاتر قاپید .  دستمزدی که در تاتر هیچگاه نگرفته به او داد و شیراندامی بازیگر سینما شد اما هیچگاه سینمایی فیلم فارسی نشد و تاتری باقی ماند. تالیفات او در زمینه تاترشاهد این مدعاست. چون ریشه محکمش در تاتر قوام گرفته بود.  نضج و پخته گی هنری اش را مدیون تاتر بود. او تاتری بود که به سهم خود، سینما را با هنرش جلا و رونق بخشید. این بود که اسکویی ته دلش نمی خواست او و امثال او را از دست بدهد. زیرا ازدست دادن آنها به تاتر لطمه می زد که زد. اسکویی هم ذاتا تاتر ی بود. برای تاتر زندگی کرد و برای تاتر مرد.زندگی او داستان جداگانه ای را می طلبد.
 

شیراندامی  از سال ‍۱۳۳۷ تا ۱۳۴۴ یکی از ارکان اصلی گروه آناهیتا به کارگردانی مصطفی اسکویی و مهین اسکویی بود. ولی بعد از جدایی اسکویی ها از هم ،همکاری با  بانومهین را در گروه( زمان ) که شاخه ای از گروه آناهیتا بود ترجیح داد . سال ۱۳۴۸ یکی از بازیگران مطرح گروه (زمان) به سرپرسیتی و کارگردانی مهین اسکونیی بود.
 

مصطفی اسکویی درست می گفت که تاتر با( کلکتیو) یعنی گروهی منسجم وکل یکپارچه شکل معنا می گیرد. در غیر این صورت تاترشکل واقعی نخواهد داشت و تبدیل به مناسکی بی روح و مکانیکی خواهد شد. تبدیل به ماشینی مونتاژی  می شود که هر قطعه اش از یک کمپانی به عاریت گرفته شده. درست است که هرقطعه کار خودش را انجام می دهد اما انرژی لازم  به تماشاگر منتقل نمی شود.

افسوس که  زمانه شیراندامی ها مهدی فتحی ها دولت آبادی ها و اسکویی ها خسروی های بیضایی ها رفیعی ها وخیلی های دیگر را در عرصه هنر تاتر قربانی کرد که گروه تاتری شکل نگیرد. درواقع با مانع تراشی عمدی ویا در خوشبینانه ترین سخن با ندانم کاری مانع تشکیل گروه (کلکتیو) تاتری شدند و می شوند در نتیجه و در حقیقت این  تاتر است که قربانی می شود.   

کاظم هژیرآزاد / 11 بهمن 99 

کلیدواژگان


نظرات

شما اولین نظر دهنده باشید.

نظر شما




شبکه‌های اجتماعی
Sroush Aparat Telegram Tiwtter Instagram
عضویت


© ۲۰۱۹ TheaterForum. All rights reserved
Developed by : w w w . d o r w e b . i r
اطلاعات تلفن Rss
خانه تئاتر



به ما بپیوندید : Aparat Telegram Tiwtter Instagram